|
محمد باقر قالیباف شهردار تهران كه قبلا گفته بود از سياست متنفر است، در گفتوگوی مشروح با هفتهنامه آمریکایی تایم به سؤالات آن درباره مسائل مختلفی از جمله تحولات سیاسی ایران پاسخ داده و گفته است: رای مردم در این انتخابات رای به دولت نبوده است! - حمایت رئیس جمهوری از فعالیتهای شما در شهرداری چگونه است و ... - قالیباف : از آنجا که خود آقای احمدینژاد زمانی شهردار تهران بوده انتظار ما این است که ما میتوانیم بهتر از اینها با هم همکاری کنیم. - ارزیابی شما از انتخابات هفته گذشته مجلس در ایران چیست؟ - هیچیک از گروههای سنتی موجود در جناح راست و یا چپ در این انتخابات به اکثریت قاطع دست نیافتند. بنابراین من فکر میکنم آن موج سومی که پیشبینیاش را کرده بودیم در مجلس جدید شکل بگیرد! - منظور شما از موج سوم چیست ؟ - موج سوم همانند حزبها یک ساختار سیاسی نیست. من فکر میکنم این یک عقیده، تفکر یا یک پدیده است که در جامعه ما در حال شکلگیری است. اغلب مردم ما از تندرویها و لفاظیها در جناحهای چپ و راست خسته شدهاند و عموما در اندیشه ادغام اینها با هم هستند. جامعه در حال حرکت به سمتی است تا افراد دارای تجربه را به عنوان مسؤول در راس امور قرار دهد. افرادی که هم آرمانگرا و هم واقع گرا هستند. افراطیهای موجود در هر دو حزب (چپ و راست) حذف خواهند شد و مجلس در مسیری از عملگرایی، منطق و اعتدال قرار خواهد گرفت. - با این وجود چرا 60 درصد از آرای انتخابات مجلس در حمایت از نمایندگان حامی احمدینژاد بود؟ این به معنای دادن رای اعتماد به دولت فعلی ایران نیست؟ - رای مردم در این انتخابات رای به دولت نبوده است! من فکر میکنم که مردم در دفاع از انقلاب، کشور و رهبرانشان(!) به پای صندوقهای رای آمدند. این نکتهای است که باز هم غرب درباره ما و انتخابات ما به اشتباه برداشت کرده است. - منظور شما چیست ؟ - چیزی که من گفتم مربوط به رابطه مردم ایران با انقلابشان بود و انقلاب مردم ایران، انقلابی قوی است. خود من و صدها هزار نفر از مردم همانند من در این فرهنگ اسلامی رشد کردهاند. ما معتقدیم که آرمانهایی که در انقلاب ما وجود دارند میتوانند رشد مادی و معنوی را برای ما به ارمغان آورده و اسباب زندگی راحت ما در این جهان و جهان دیگر را نیز فراهم کند. من و هزاران نفر همانند من که در جبهههای جنگ با نیروهای صدام جنگیدهایم؛ اندیشه مشابهی را برای کار خود داریم. - بنابراین انقلاب، شما را تبدیل به چهرهای کرده که هم اکنون هستید؟ - بزرگترین و مهمترین بیتردید انقلاب است. 16 و یا 17 سال داشتم که انقلاب شکل گرفت، و از دو سال پیش از آن من در جریان فعالیتهای ضد شاه قرار گرفته بودم. بعد از به ثمر رسیدن انقلاب تبدیل به فرماندهی در جنگ شدم و ما دائما در شرایط بحرانی تصمیمگیری میکردیم. این عوامل تاثیر زیادی بر اعتماد به نفس ما و اینکه چگونه شخصیت و گرایشهای ما شکل گرفتند داشت. اما همچنین شیوه مدیریت و توجه ما به مسائل نیز در این مدت شکل گرفت. شما نمیتوانید در مدت جنگ یک آدم غیر منطقی باشید. - نظر شما درباره جوانان که بخش اعظم جمعیت ایران را تشکیل داده و خاطرهای از زمان انقلاب نداشته و در بهترین حالت خاطرات بسیار اندکی از زمان جنگ به یاد دارند، چیست؟ - این بدان معنا نیست که آنها خود را از انقلاب جدا کردهاند. این نکتهای است که غرب درباره آن اشتباه میکند. بهترین مثال برای این مسأله، حضور جوانان ایرانی در انتخابات اخیر است، جایی که بیش از نیمی از صندوقهای رای به وسیله افراد 30 ساله و یا کمتر از آن پر شدند. این طبیعی است که جوانان دورنماهای چندانی از زندگی نداشته باشند و ما باید آنها را تطبیق داده و اصلاح کنیم. جهان بدون توقف در حال تغییر است و من معتقدم که چیزهای بسیار خوبی در غرب اتفاق افتاده که ما می توانیم از آنها در ایران استفاده کنیم. صرف اینکه ما دارای یک انقلاب اسلامی هستیم به آن معنا نیست که نمیتوانیم از پیشرفتهای ایجاد شده در سایر نقاط جهان استفاده کنیم. - همواره از شما به عنوان یک نوگرای اسلامی نام برده می شود، و شما را با چهرههای تاریخی که سبب پیشرفت کشور شدهاند مقایسه می کنند؛ الگوهای شما در زندگی چه کسانی هستند؟ - فکر میکنم یکی از اشخاصی که تاثیر زیادی بر زندگی من به خصوص زندگی حرفهایم، داشته، شهید دکتر بهشتی باشد. او کسی بود که هم در غرب و هم در شهر مذهبی قم زندگی کرد، او یکی از افرادی بود که بدون تعصب و از روی آگاهی و خردمندانه تعالیم اسلام را فرا گرفت و با ماهیت غرب نیز آشنا بود. علاوه بر اینها شهید بهشتی هم در داخل و هم در خارج شخصیت بسیار جذابی داشت؛ هم چهره و هم سخنان ایشان دلربا بود !!! - شما قصد شفافسازی در دوره مدیریت خود در مقام شهردار تهران را دارید، هر ششماه یکبار گزارشی از پروژههای شهر تهران را ارائه داده و برای پیشرفت پروژهها محدودیتهای زمانی قرار دادهاید. این امر میتواند کاملا طبیعی باشد، اما در ایران، این مورد یک استثنا است. چرا در ایران چنین روشی در مدیریت فراگیر نیست؟ - دلیل اصلی آن است که اقتصاد ما دولتی است و باید آن را خصوصی کرد. سندهای ملی امضا شده و ما در جریان آن هستیم، اما این روند بسیار آهسته است و دولت به طور همزمان به صورت انبوه در بخش تجارت سرمایهگذاری کرده و در عینحال به نظر میرسد که قصد خصوصیکردن سهم خود از اقتصاد را دارد و اینها با هم متضاد هستند. وقتی که دولت برداشتی غلط از اقتصاد دارد، وقتی که دولت با دید سیاسی به اقتصاد نگاه میکند، این مشکلات به وجود میآیند. درباره اقتصاد ما به دلایل و دوراندیشیهای بیشتری نیاز داریم. این دوراندیشیها نه فقط در امور مربوط به خود، بلکه باید مربوط به اموری غیر از آن نیز باشد. به نظر من افزایش بهای نفت یک فرصت طلایی است که نه تنها دولت نمیتواند از آن استفاده کند، بلکه این افزایش بها میتواند تهدیدی برای تولید داخلی به دلیل حجم بالای واردات باشد. وارداتی که به سبب درآمدهای نفتی انجام میشوند. - برخی معتقدند که تحریمها بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته است، آیا اینگونه است؟ - مطمئنا روابط منفی غرب با ما بر اقتصاد ما تاثیر خواهد گذاشت؛ ما نمیتوانیم منکر این قضیه شویم. روابط ما، ما را به سمتی که هماکنون شاهد آن هستیم سوق داده و شاهد دور سوم تحریمها هستیم. اما این مشکلات به واسطه سخنان ما برای برخورداری از حقمان به وجود آمده است. من معتقدم که دنیا باید این مسأله را قبول کند که مسأله انرژی هستهای یک مسأله فنی و حقوقی است ویک مسأله امنیتی و سیاسی نیست. هر چند این نکته روشن است که در مواجهه با غرب و باقی جهان، ما باید این مسأله را بهتر هدایت کنیم. این نکته روشن است که آمریکا خواهان پیشرفت ایران نیست، زیرا پیشرفت ایران با منافع آمریکا در منطقه هماهنگ نیست. اما ما باید فعالیت خود را به بهترین نحو با کمک آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و سایر نهادهای بینالمللی پیش ببریم و از شتابزدگی بپرهیزیم. - آمریکا، ایران را به حمایت از تروریستها در منطقه متهم میکند. نظر شما درباره نقش ایران در منطقه خاورمیانه چیست؟ - به نظر من نقش ایران در خاورمیانه، نقشی منحصر به فرد است. و این به دلیل مزیتهای ژئوپلیتیکی ماست. مزیتهایی که جمهوری اسلامی ایران و مردم ما دارند. به غیر از اینها ما از مردمی تحصیلکرده و به دور از تعصبهای بیمورد، انقلابی بزرگ و قابلیتهای اقتصادی بهرهمند هستیم. ایران یکی از کشورهای پیشرو منطقه بوده و دموکراسی ما در منطقه منحصر به فرد است. هماکنون آمریکا از کشورهایی در خاورمیانه حمایت میکند که این کشورها اهمیتی به نیمی از جمعیت خود که همان زنها هستند نمیدهند، کشورهایی که دموکراسی و انتخابات در آنها وجود ندارد. و چیزهایی که در این کشورها وجود دارد نه به واسطه خواست مردم، بلکه به سبب تشریفات است. از همینرو این مسأله روشن است که کشور ما بسیاری از قابلیتها و نقشهای خود در منطقه را به طور موازی با چند کشور اندک دیگر به دست آورده است. نکته اول آن است که جهان باید این واقعیت را قبول کند. شما به تروریسم اشاره کردید. درباره عراق، این کشور تحت اشغال آمریکا است و نه ایران. آمریکاییها انتخابات را در این کشور برگزار کرده و دولتی را که برخاسته از این انتخابات بود بر سر کار آوردند، بعد از آن هم ما این دولت را به رسمیت شناخته و به آن کمک کردیم. عراق همسایه ماست، آنها مسلمان هستند، ما زمینههای فرهنگی و سیاسی مشترکی داریم. بنابراین سخنانی که در مورد تروریسم گفته میشود متناقض است. اجازه بدهید مثالی از لبنان بزنم. آیا به راستی حزب الله یک گروه تروریستی است؟ چه کسی عماد مغنیه (فرمانده بزرگ مقاومت لبنان) را ترور کرد؟ اسرائیل در نوار غزه چه میکند؟ آیا در جای دیگری به غیر از غزه وضعیت تروریسم غمانگیزتر از این منطقه است؟ اما با این وجود من فکر میکنم که ایران و آمریکا مسائل مشترک زیادی در خاورمیانه دارند؛ موقعیت ما در منطقه نباید به عنوان یک وضعیت منفی در نظر گرفته شود. ما یک قدرت مثبت هستیم، کشوری هستیم که به طور دوستانه با کشورهای دیگر همکاری میکنیم. - آیا شما پیشرفتی در روابط ایران و آمریکا مشاهده میکنید؟ - از دیدگاه رهبر انقلاب، حضرت آیت الله خامنهای، هیچ کسی نگفته است که برای همیشه بین ما جنگ جریان خواهد داشت. اصلا چنین چیزی نیست. این سیاست منطقی نیست که بگوییم ما هرگز خواهان رابطه نیستیم. در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که این ما نبودیم که رابطه خود با آمریکا را قطع کردیم، این آمریکا بود که رابطه با ما را قطع کرد. اما هماکنون ما معتقدیم که روابط اگر میخواهد دوباره برقرار شود باید این کار در یک چارچوب منطقی و روشن انجام شود. ما بر سر یک میز نشسته و در سال 2007 درباره عراق مذاکره کردیم. این امر نشانگر آن است که ما میتوانیم درباره مسائل دیگری نیز با آمریکا بر سر یک میز نشسته و گفتوگو کنیم. اما نکته مهم در این باره آن است که ما هیچ پیش شرطی را نمیپذیریم. و این اشاره به همان نکتهای دارد که من در ابتدا عنوان کردم. من معتقدم که غرب باید دیدگاه خود درباره ایران را تغییبر دهد. بسیاری از مقامهای غربی هنوز ما را همانند پیش از انقلاب اسلامی تصور میکنند. آنها باید این اندیشهها را از ذهن خود خارج کنند. در اینجا انقلاب رخ داده و مردم شیوه دیگری را برای خود انتخاب کردهاند و در حال حاضر 30 سال از زمانی که انقلاب به پیروزی رسیده، میگذرد. غرب باید این شیوه جدید را قبول کرده و سپس وارد مذاکره با ما شود. اگر غرب دیدگاه خود را درباره ایران تغییر دهد؛ فرصتهای زیادی برای هر دوطرف به وجود میآید |