تبليغاتX
میهن من ایران

منصور رضواني

دو هفته قبل و به دنبال انتشار طرح موهن کاریکاتوریست هتاک روزنامه اعتماد ملی وابسته به حزب آقای کروبی و اهانت وقیحانه طراح مذكور به رئیس جمهور منتخب ملت، حقیر یادداشتی با عنوان [«سند جديد رسوايي مدعيان كذاب دمكراسي»] در پایگاه رجانیوز منتشر و بر اساس مقالات قبلی خود نفاق ورزی و سوابق درخشان! مدعیان کذاب جمهوریت خواهی! و مردم سالاری در احترام به منتخب ملت البته از طريق هتاکیهای متعدد به رئیس جمهور و از آن بدتر اهانتهای مستقیم به خود ملت به دلیل ذنب لایغفر! رویگردانی از این غوغاسالاران را تشریح و به روشنی تبیین نمودیم که: «در قاموس این حضرات مزور و مدعیان دروغگوی مردمسالاری، رأي مردم و اراده ملی بیش از ابزاری برای قدرت طلبی و ارضای عطش سیری ناپذیر و احتمالاً درمان ناپذیر! جاه طلبي ایشان نیست و انتخاب مردم البته محترم و اولي است اما فقط تا زمانی که در راستای منویات حضرات باشد و به عبارت دیگر از منظر این آقایان مدعی انحصاری! خط امام كه همواره با استناد تقطيعي به فرمايشات آن عزيز راحل، تنها يك جملة گزينشي و تقطيعي «ميزان رأي ملت است» را از ميان هزاران فراز از فرمايشات ايشان علم مي كنند!، «رأي ملت» تا زماني «ميزان» است كه به سود ايشان باشد در غير اينصورت ديگر نه تنها رأي ملت معيار نيست بلكه هر نوع اهانت و هتاكي به منتخب جمهور ملت و بلكه به خود ملت جايز شمرده مي شود!»

 

هنوز بيش از يك هفته از انتشار آن يادداشت نگذشته و هنوز مقاله مذكور از ستون مقالات پايگاه رجانيوز به بايگاني نرفته، شاهد بوديم كه يادداشت نويس هتاك همان روزنامه مدعي اعتماد ملي -گويا براي اينكه در مسابقه! اهانت و توهين به مردم و منتخب مردم از كاريكاتوريست روزنامه عقب نماند!- در يادداشتي اهانت آميز مستقيماً به ملت، همان ملتي كه به ادعاي دروغين اين حضرات هيچ چيز بالاتر از اراده و خواست ايشان نيست! وقيحانه توهين نمود و البته پس از اينكه واكنشها و اعتراضات گسترده و به حق مردم و گروههاي مختلف سبب اعتذار و پوزش خواهي دبيركل حزب متبوع آن جريده و در واقع بيشتر سبب سرافكندگي حضرات گرديد، به خيال خام خود با زرنگي! و در قالب يادداشت عذرخواهي، مجدداً همان اهانتهاي گستاخانه و البته جاهلانه و حقدآميز را تكرار كرد و به [توهين دوباره در پوشش عذرخواهي] پرداخت تا اولاً سيرت عقده اي و لجوج خود را آشكار نموده و ضمناً افكار عمومي را در خصوص صادقانه بودن عذرخواهي دبيركل حزب اعتماد ملي نيز به ترديد بيندازد.

 

نکته دیگری که باید به يادداشت «سند جديد رسوايي مدعيان كذاب دمكراسي» اضافه کرد شباهت قبال تأمل این مدعیان جمهوريت طلب! به روشهای سازمان جهنمی «مجاهدین خلق» منافقین مي باشد.

 

چگونه؟!

 

بدون اینکه قصد تشبیه حزب اعتماد ملي به آن سازمان جنایتکار و رهبران دیکتاتورپیشه آن داشته باشیم اما متأسفانه نمیتوانیم در برابر شباهت و همسانی روشهای عوامل اهانتهاي اخير كه در آن حزب و ارگان مطبوعاتی آن نفوذ كرده اند، با روشهای مزورانه آن سازمان ننگین بی تفاوت بمانیم! سردمداران آن سازمان ضد خلقی نیز همواره در میتینگها و اعلامیه ها و سخنرانیها و نشریات خود دم از خلق می زدند و خود را «مجاهد خلق» می نامیدند و حتی در این نفاق ورزی خود کار را بدانجا رسانده بودند که در حرکتی نمادین و البته شرک آلود نام «خلق قهرمان ایران» را در کنار نام خدا قرار داده و اعمال و افعال جنايتكارانه خود را با عبارت «به نام خدا و خلق قهرمان ایران!» یا عبارت مزورانه و شرک آلود دیگر «به نام خدا و به نام ابوذر!» آغاز می کردند اما همینکه همان «خلق قهرمان» بدلیل روشهای دیکتاتورمنشانه و زياده خواهي هاي آن باند تشنه قدرت از آنها روی برگرداندند، همین مدعیان دفاع از خلق به کشتار خلق پرداختند و خلق خواهی دروغین خود را با ترور مردم عادی و بمب گذاری در محل تردد عابران بی گناه و آتش زدن وسايط نقليه عمومي مملو از مردم و سوزاندن زنان و کودکان آنهم تنها به جرم نه گفتن به اعمال و افكار التقاطي و ضدخلقي ايشان، اثبات کردند!

 

حال حکایت اهانتهای سخیف و تکرار وقیحانه آن از جانب قلم به دستان روزنامه مدعی اعتماد ملی علیه مردم (همان مردمی که به ادعای حضرات «رأیشان میزان است») نیز از لحاظ شکلی (و نه لزوماً ماهوی) درست از همین سنخ نفاق ورزی و خلق خواهی مدعیان دیروز مجاهدت در راه خلق! می باشد. تنها با این تفاوت که آنها با بمب و مسلسل به جنگ خلق و مقابله با ارادة ملي آمده بودند و اينان با قلم و البته كه قلم برنده تر از سلاح است و به تعبير رساي امام راحلمان –كه آقاي كروبي خود را پيرو راستين ايشان مي داند- «چماق قلم صد درجه از چماق و مسلسل بدتر و فسادش بيشتر است» در اينجا توجه همگان را به فرازي خواندني از حضرت امام خميني (ره) جلب مي نماييم:

 

«يك كلمه هم با كساني كه قلم دستشان است و بيان در اختيارشان و آن اين كه ...همه ما بايد كوشش كنيم در اينكه وحدت ايجاد كنيم؛ در اينكه هماهنگي بين جناحها و گروهها ايجاد كنيم. من بايد عرض كنم كه بعض از زبانها از چماق بدتر است! ...چماق زبان و چماق قلم بالاترين چماقهاست كه فسادش صدها برابر چماقهاي ديگر است. آنهايي كه مي خواهند صحبت بكنند و خصوصاً در اين چند روز زياد هم هستند، بايد ...قبل از اينكه صحبت كنند، بنشينند و با خودشان فكر بكنند، ببينند كه اين زبان چماق است و مي خواهد به سر يك دسته ديگر كوبيده بشود، يا اينكه اين زبان زبان رحمت است وبراي وحدت؟ چنانچه مالك نفس خودشان هستند -اين امر مهم كه مالكيت شخص بر نفس خودش است، ...اين يك ادعاي بزرگي است كه شايسته پيغمبران است. ماها مالك خودمان نيستيم. مالك برادرهايمان هم نيستيم. مالك فرزندانمان هم نيستيم. مالك دوستانمان هم نيستيم ...انسان وقتي مي خواهد صحبت بكند [بايد] زبان مملوك او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد؛ نه اينكه شيطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پيدا كند، و حرفها و چماقها و اسلحه هايي باشد كه از اسلحه صدام برنده تر است!

 

...توجه كنيد كه قلمهاي شما شريك خنجرهايي كه از پشت به ما مي زنند نباشد. توجه كنيد كه زبانهاي شما، قلمهاي شما چماق نباشد، و با همان قلم بنويسيد كه چماق بد است! توجه كنيد كه قلمهاي شما و زبانهاي شما مسلسل نباشد و به سينه اين جوانهاي ما وارد بشود و آن وقت بگوييد كه به ما حمله شده است! ...بايد انسان پيش اشخاصي كه مي توانند معالجه كنند خودش را معالجه كند. پيش اطباي روح برود و خودش را معالجه كند. قبل از اينكه دست به قلم بزند و قبل از اينكه زبان باز كند، توجه به حال خودش بكند و توجه به مسائل سياسي، اجتماعي، اموري كه الآن ما مبتلا به آن هستيم، ببيند كه آيا اين صحبت در سطح كشور يك تشنجي ايجاد مي كند؟ چماق ايجاد مي كند يا آرامش ايجاد مي كند؟ ببيند كه اين روزنامه و اين قلم، آرامش در اين كشور كه الآن لازم است ايجاد ميكند يا تشنج ايجاد مي كند؟ چنانچه تشنج ايجاد كرد، اين روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است و اگر آرامش در مردم ايجاد كرد، اين رحمت است و اين مشكور است پيش خداي تبارك و تعالي.

 

...مي توانيم ما كمتر بكنيم اين شيطنتها را، ...اين طور نيست كه ما مجبور باشيم و معاقب نباشيم از باب اينكه مجبور هستيم. نه، ما مختاريم. با اختيار خودمان فساد ايجاد مي كنيم. با اختيار خودمان قلمهايمان را به كار مي اندازيم براي اينكه ديگران را بي آبرو كنيم. قلمهاي خودمان را و زبانهاي خودمان را به كار مي اندازيم براي اينكه حريفها را از ميدان بيرون كنيم. اينها همه مكايدي [حيله هايي] است كه در خود انسان هست. انسان خيال مي كند كار خوب مي كند؛ و حال آنكه كار بد دارد مي كند. خيال مي كند براي خداست و حال آنكه براي شيطان است.

 

ان شاءالله خداوند تبارك و تعالي به همه ملتهاي اسلامي توفيق بدهد و آنها را تأييد كند براي اينكه از شر اجانب و از شر شياطين و خصوصاً شيطان خودشان، نجات پيداكنند. و خداوند تعالي كشور ما را از شر شياطين و اجانب و از شر قلمها و قدمها و زبانها نگه دارد.» (بيانات حضرت امام در جمع رؤساي كلانتريها، 4/12/1359)

 

در انتها توجه به چند نكته ديگر در حاشية اين اهانتهاي مكرر ضروري است:

 

1- تکرار اهانتهاي گستاخانه چه از طريق كاريكاتور اهانت آميز و چه يادداشتهاي موهن و پافشاری وقیحانه بر این اهانتها نشان می دهد که بروز این قبیل شیطنتها در روزنامه آقای کروبی نه يك «خطا» كه يك «خط» مي باشد و اين بسيار ماية نگراني و تأمل است.

 

2- با عنايت به مطلب فوق، عذرخواهی آقاي کروبی از بابت اهانت عناصر وابسته به حزب و روزنامة او به ملت اگرچه در نوع خود قابل تقدیر است اما با توجه به تکرار اين اهانتها آنهم طي زماني بسيار كوتاه، هرگز کافی نیست. آقای کروبی باید از سرنوشت موضعگیریهای دوپهلو و غیرشفاف رئیس جمهور سابق و به عبارتی ملاحظه کاری ایشان در برخورد با افراطیون اطراف خود درس بگیرد و فراموش نکند که آقای خاتمی طي 8 سال رياست جمهوري خود و به ويژه در سالهاي پاياني آن اگر چه در مواردی بصورت کلی و غیرشفاف و شاید براي خالي نبودن عريضه! تعريضاتي خطاب به راديكالها و افراطيون تجديدنظرطلبي كه در لواي حمايت از ايشان و با داعيه دفاع از پيام دوم خرداد!؟ در پي تأمين اغراض باندي و ضد ملي خود بودند، اظهار مي داشت وليكن عدم برخورد جدي و يكسره نكردن تكليف اين عناصر تجديدنظرطلب و تندرو و به عبارتي تلاش نافرجام براي حفظ اين عناصر افراطي، آقاي خاتمي را به اين حال و روز رقت بار كنوني انداخته كه حتي هزينه كردن سرمايه خيالي! 20 ميليون رأي ايشان در جريان انتخابات مجلس هشتم جز شكستي سنگين هم براي حيثيت خود ايشان و هم براي عناصر راديكال اطراف ايشان ثمري به بار نياورده است، بنحوي كه ناچار از حذف نام و عنوان ايشان از تبليغات خود گرديده و بعبارتي به روشن ترين وجهي به بي فايدگي و تهي بودن كيسه اعتبار ايشان و برگشت خوردن چك سفيد! 20 ميليون رأي دوم خرداد اذعان نموده اند.

 

آقاي كروبي نيز بايد همواره در خاطر داشته باشند كه تداوم اين رويه از جانب ايشان و روشن نكردن تكليف نفوذيهاي تجديدنظرطلب و كوتوله هاي تازه به دوران رسيده اي كه احياناً براي كسب نام و نان محملي بهتر از روزنامة وابسته به ايشان پيدا نكرده اند، همان سرنوشت محتوم را براي ايشان رقم خواهد زد. به خصوص با توجه به اينكه ايشان همان سرماية خيالي 20 ميليون رأي دوم خرداد را نيز فاقد مي باشند! لازم است ايشان يكبار و براي هميشه تكليف خود را با دشمنان دوست نمايي كه گرد ايشان و حزب ايشان جمع شده اند، مشخص نمايد و اجازه ندهد تا باقيمانده اعتبار انقلابي و مبارزاتي ارزندة ايشان بيش از اين ملعبة مشتي تازه به دوران رسيدة جاه طلب و عناصر نفوذي هتاك كه سوابق مشكوك آنها ماية نگراني دلسوزان است، گردد!

 

اگر قرار باشد آقاي كروبي در قول از هتاكي يادداشت نويس روزنامه وابسته به خود ابراز برائت نمايد و از ملت پوزش بطلبد اما در عمل همان عناصر هتاك بدون كوچكترين برخورد و اصلاحي به همان شيوة موهن خود در روزنامة ايشان ادامه دهند، در اين صورت افكار عمومي حق دارند كه در خصوص آن پوزش خواهي نيز دچار ترديد شوند و آن را نه يك اقدام صادقانه و شجاعانه بلكه يك موضع عمل گرايانه و فرصت طلبانه تلقي نمايند.

 

 

نوشته شده توسط محمد جوادی در یکشنبه 1387/02/15 |