محمد جوادی- پيشبيني اينكه چه فردي در انتخابات دهم رياست جمهوري پيروز خواهد شد، شايد در اين مدت مانده تا انتخابات، با نظرسنجيهاي صورت گرفته از سوي ارگانها و جريانات مختلف كار سختي بنظر بيايد، ولي با نگاهي گستردهتر و ديد وسيعتر ميتوان از هم اكنون پيروز اين انتخابات را دكتر احمدي نژاد بدانيم، به شرط آنكه انتخابات را يك پروسهاي ندانيم كه قرار است حداكثر تا سه ماه آينده نتيجهاش مشخص شود، بلكه آن را يك پروژه چهار ساله در نظر بگيريم.
ما حاميان احمدي نژاد شايد چهار سال پيش بخاطر عملكرد كوتاه ايشان در شهرداري تهران و يا برنامههاي او براي اداره كردن كشور به ايشان اعتماد كرديم و از وي حمايت نموديم ولي اكنون با توجه به عملكرد چهار سال گذشته دولت نهم، به اين نتيجه رسيديم كه بهترين گزينه براي چهار سال آينده بي شك شخصي نيست مگر آقاي احمدي نژاد.
دولت نهم بيشك با توجه به كار شبانهروزي، توكل به خدا، اعتماد به نفس منحصر به فرد در دو جبهه داخلي و خارجي به موفقيتهاي دور از انتظار دست يافته و مردم ايران در اقصي نقاط كشور امروز به اين امر واقف هستند. اما چيزي كه در اين بين ما را نگران ميكند كه شايد در انتخابات آينده راي ايشان را تحت تاثير قرار دهد، هجوم بيسابقه تهمتها، جوسازيها و انتقادهاي تخريبي و دور از انصاف تمامي جريانات و گروههاي سياسي در مقابل اين دولت ميباشد.
جوسازيهايي كه بين مراحل اول و دوم انتخابات گذشته رياست جمهوري آغاز شد و نه تنها با پايان انتخابات و مشخص شدن نتيجه آن به پايان نرسيد، بلكه به طرز عجيبي ادامه پيدا كرد و انواع فشارها و بيعدالتيها در حق اين دولت به طور منحصر به فرد ادامه پيدا كرد.
عدم راي اعتماد به وزراي نفت پيشنهادي دولت و چند وزارتخانه ديگر، سوالها و استيضاحهاي مكرر و پيدرپي وزيران كه در هيچ دولتي سابقه نداشت، فشار به مجموعه ورزش كشور از طرق مختلف كه اين مورد واقعا مختص دولت نهم بود و صدها نمونه ديگر كه همگي شاهد آن بودهايم، براي اين صورت گرفت تا اين دولت را براي خدمت رساني به مردم متوقف سازند و يا سرعت خدمترساني آن را كاهش دهند. اما به لطف خدا و با توكل به او و همت والاي رئيس جمهور محترم مسير پيشرفت ملت ايران با سرعت به راه خود ادامه داده است.
حال با توجه به موارد بالا نتيجه انتخابات آينده بدون شك از دو حال خارج نخواهد بود:
1- مردم همانند آنچه در مرحله دوم انتخابات گذشته رياست جمهوري انتخاب كردند، هدف اصلي و منبع اين هجمهها و جوسازي را شناخته و با در نظر گرفتن خدمات دولت نهم، براي بار دوم دكتر احمدي نژاد را براي ادامه خدمترساني انتخاب خواهند كرد و ايشان پيروز انتخابات دهم رياست جمهوري خواهد شد.
2- و يا آنكه به فرد ديگري براي انتخابات رياست جمهوري آينده اعتماد كرده و بار مسئوليت سنگين رياست جمهوري را از دوش دكتر احمدي نژاد برخواهند داشت.
در حالت فرض دوم، رئيس جمهور منتخب مردم پس از آنكه به قدرت رسيد، چارهاي نخواهد داشت مگر آنكه با سرعت و تواني بيشتر از آنچه در دولت نهم صورت گرفت به خدمت گذاري واقعي به مردم بپردازد. با توجه به سفرهاي استاني رئيس جمهور به تمامي نقاط كشور و مجموعه خدمت رسانيهاي دولت نهم، چنانچه دولت بعدي بخواهد اين اقدامات را ادامه ندهد و يا از سرعت آن بكاهد بيشك محبوبيت خود را در كوتاهترين مدت ممكن از بين رفته خواهد ديد و مردم طعم شيرين خدمت رساني دولت نهم را كه بدون ريا و با تمام توان صورت گرفت را بياد خواهند آورد و اين پيروزي بزرگي براي شخص احمدي نژاد و دولت نهم خواهد بود.
ويا آنكه گزينه بهتر (و هرچند دور از ذهن) را انتخاب خواهد كرد و سعي خواهد كرد كه با تواني بيش از توان دولت نهم و با تلاشي فراتر از آن به خدمت گذاري به مردم و برنامهريزي براي اجراي گفتمان عدالت بپردازد كه در اين صورت آرزوي همه ما و شخص دكتر احمدي نژاد محقق شده و مردم بهرهمند اصلي اين جريان كه شروع كننده آن بيشك دولت نهم بوده است، خواهند بود.
به هر حال هركس در زمان مسئوليت خود اگر با تمام توان و مخلصانه مشغول به خدمت گذاري به مردم شود، هرگز شكست نخواهد خورد و امروزه ميبينيم كه تمام كانديداي رياست جمهوري بر خلاف گذشته براي جذب آراي مردم روي به گفتمان احمدي نژاد آوردهاند و صحبت از عدالت، سادهزيستي، حل مشكلات اقتصادي و خدت رساني ميكنند و اين خود بزرگترين پيروزي دولت نهم خواهد بود.
نتيجه اين بحث همان گفته مشهوري است كه ميگويد «حق بر باطل پيروز است» و امروز شاهد آن هستيم كه گفتمان حق دولت نهم بيشك در مدت زمان كوتاهي بر گفتمانهاي ديگر پيروز شده است. انشاءالله
محمد جوادی- مير حسين موسوي پس از پايان هشت سال نخست وزيريش در ايران تصميم نداشت كه بيست سال سكوت سياسي اختيار كند اما چه شد كه اينگونه شد به نظر من دليلش روشن است.
مير حسين موسوي عملا و پس از سال 68 و به روي كار آمدن دولت هاشمي رفسنجاني براي ورود به صحنه تنها دو گزينه پيش روي خود ميديد. يكي آنكه بخواهد تغيير موضع دهد و بجاي گفتمان انقلابي، ساده زيست گرايانه و اسلامي امام خميني كه خود ساليان سال از آن دفاع كرده بود گفتماني ليبرالي و غرب گرايانه ارائه دهد و يا آنكه منتظر بماند تا شرايط جامعه را طوري ارزيابي كند كه مردم دوباره خواهان آن ادبيات اوايل انقلاب ببيند و به عنوان كسي كه سابقه اينگونه تفكر را دارد وارد صحنه شود. كسي كه همچون امام خميني نهضت آزادي و جبهه ملي را در صف دشمنان اسلام و انقلاب ميدانست، نميتوانست با گذشت چند سال ناگهان تغيير موضع آنچناني دهد. تا دوره خاتمي آمد و رفت و در پايان دوره خاتمي نيز برخلاف احمدي نژاد نتوانست به اين تحليل برسد كه مردم ديگر از ليبرال و تفكر ليبرالي و روشنفكرمآبانه خسته شده و به دنبال رئيس جمهوري از جنس رجايي هستند. كما اينكه ديگر كانديداهاي آن زمان (حتي از جنس اصولگرا) نيز نتوانسته بودند به اين تحليل برسند و بجاي تاكيد بر اصولگرايي و سادهزيستي به شيوههاي تبليغي خاتمي روي آورند. (حلقه به دست كردن و عكس انداختن، سپردن بخش بزرگي از تبليغات به دست دختران جوان و...) تنها كسي كه به اين تحليل رسيد و با پافشاري بر آن برگ برنده انتخابات نهم رياست جمهوري بود شخص احمدي نژاد بود.
اما امروز پس از چهار سال دوره نهم رياست جمهوري ميرحسين كه ديگر ميبيند سني از او گذشته است و فرصت براي رسيدن به قدرت هر روز كمتر ميشود به ناچار پس از بيست سال به اين نتيجه رسيده كه ديگر مردم طرز تفكر او در بيست سال پيش را فراموش كردهاند و او ميتواند با خيال راحت نداي حمايت از نهضت آزادي و جبهه ملي سردهد و از سوي ديگر ميتواند صحبت از سادهزيستي و اسلام ناب محمدي حضرت امام كند. غافل از اينكه اين يك بام و دو هواي او بدترين روش براي ورود به رقابتهاي انتخاباتي است كه هيچ كدام از دو طرز فكر موجود را از خود راضي نخواهد كرد.