تبليغاتX
میهن من ایران - سلیمی نمین: روحانی آدم هایی را انتخاب کرده بود که کاملاً مرعوب غرب بودند

اشاره: حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی سئوالات هشت گانه خود را درخصوص سیاست خارجی دولت نهم در کنفرانس ملی چشم انداز توسعه 20 ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه مطرح کرد که البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی با گزارش 22 فوريه خود و اعلام مختومه شدن موضوعات شش گانه مورد توافق در مداليته، موجب شد رسانه هاي بين المللي از اين مسئله به "پيروزي بزرگ هسته اي" براي ايران ياد كنند چرا که ارسال پرونده هسته ای ایران از شورای حکام به شورای امنیت برمبنای مسائلی صورت گرفته بود که البرادعی در اين گزارش، تطابق یافته های آژانس با اظهارنامه های ایران را مورد تأکید قرار داده بود.

همزماني انتقادات روحاني به سياست خارجي دولت با اين پيروزي ديپلماتيك و از سوي ديگر با بررسي پرونده ايران در شوراي امنيت براي صدور قطعنامه سوم، گمانه زني درباره تسويه حساب و گروكشي در موضوعات مالي در روزهاي پاياني سال اتحادملي را تقويت كرد. حمله روحاني به سياست خارجي دولت، اتفاقاً يك روز پس از آن صورت گرفت كه رهبر انقلاب در جمع اعضاء مجلس خبرگان نقش شخص رئيس جمهور را در پيشرفت هسته اي بسيار بارز دانستند. 

با اين حال، سؤالاتي را كه حسن روحاني در همايش هفته گذشته درباره سياست خارجي دولت مطرح كرده بود، در گفتگو با عباس سليمي نمين، كارشناس مسائل سياسي و مدير دفتر تدوين و مطالعات تاريخ ايران به بحث گذاشتيم. وي معتقد است در تيم سابق هسته اي برخي افراد مسئله دار حضور داشتند كه اساساً درصدد حل مسئله نبودند بلكه موضوع هسته اي را از حوزه فني- تخصصي به وادي مسائل سياسي كشانده بودند: 

آقاي روحاني پرسيده اند دغدغه اصلی کشور چيست؟ آیا دغدغه صدور انقلاب به جهان بر دغدغه توسعه جامعه ارجحیت دارد؟

 بحث حضور در معادلات جهانی و حفظ استقلال یک سری ضرورتهایی را برای ما قرار می دهد. ایران به عنوان کشوری که در گذشته به هیچ وجه در معادلات سیاسی جایگاهی نداشته و یک کشور تابع و دنباله رو آمریکا بوده، بعد از انقلاب مسیری را برای خودش تعیین می کند که استقلال در آن نقش محوری دارد. علی القاعده این ما نیستیم که در مسائل بین المللی دیگران را با چالش مواجه می کنیم بلکه در واقع نفس پیام ما براساس مبانی فرهنگی خودمان یعنی همان استقلال داشتن است و محتوایش این است که ما می توانیم براساس مبانی فرهنگی خود، یک کشور مستقل باشیم كه این خود یک چالش را در معادلات سیاسی ایجاد می کند و از ابتدای انقلاب هم فشارهای گوناگون بر ما وارد كرده اند تا ما تسليم این مسئله شويم که قادر نیستیم بدون پشتیبانی دولتهاي غربی در مسیر پیشرفت حرکت کنیم اما به یمن تلاش ملت ایران، یک تصویری از انقلاب ارائه شد که در آن ایران قادر است استقلال خود را در هر شرایطی حفظ کند و رو به جلو باشد، اما آنچه امروز گفته می شود که ما باید ابتدا پیشرفت کنیم و بعد خودمان را در عرصه بین المللی تثبیت کنیم، اشتباه است زیرا این دو مقوله اساساًً قابل تفکیک نیستند. یعنی ما قادر نیستیم به یپشرفت برسیم الا اینکه بتوانیم از موضع استقلال خودمان دفاع کنیم. پیشرفت برای ما به معنای استقلال واقعی و ارائه یک الگوی جدید در کنار سیستم های رایج در جهان است و این عداوت هایی را در برابر ما بوجود می آورد. یعنی کسانی که منادی سیستمی بودند که خواستار حاکمیت مطلق در جهان بوده والگوی کدخدایی واحد بر جهان را براساس نظام تک قطبی می پسندند، استقلال ما را بر نمی تابند. ما اگر می خواهیم هم در مسیر پیشرفت حرکت کنیم و هم در مسیر استقلال، حتماً باید حفظ استقلال را مقدم بداريم. پیشرفت بدون استقلال هم می تواند متصور باشد.

 البته پیشرفت بدون مبنايي که مثلاً در کشورهای حاشیه خلیج فارس شاهد آن هستیم که هیچ مبنای استقلالی ندارد و لذا بسیار سطحی و بدون پشتوانه است. ما باید ضمن دفاع از کیان و استقلال کشور در برابر هجمه های بیگانگان ایستادگی کنیم و در مسير پیشرفت هم گام برداریم. اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند، ما به هیچ وجه دنبال صدور انقلاب به آن معنایی که می گویند، نبوده ایم، همین کارهایی که کرده ایم و توانسته ایم استقلال خودمان را حفظ کنیم و در مسائل مختلف محکم بایستیم و اعلام کنیم "سیاست خارجی ما درست مقابل سیاست های امریکا است و ما صهیونیست و نژادپرستی را که امریکاییها می خواهند آن را علم کنند، نمی پذیریم و به هیچ وجه فشار بیگانه را تحمل نمی کنیم"، مقولاتی است که موجب توجه سایر ملت ها به ایران می شود و اگر بخواهیم می توانیم اسم آن را صدور انقلاب بگذاریم. به حتم، این رويكرد جاذبه ای را از ما در جهان اسلامی ایجاد خواهد کرد.

 در چه زمینه هایی توانسته ایم برای دیگر کشورها الهام بخش باشیم و آن ها را به انقلاب خودمان نزدیک کنیم؟

 در اینکه الهام بخش بوده ایم، شک و تردیدی نیست. از ابتدای انقلاب که اعلام می کردند، نمی شود با اسلام کشور اداره کرد، دولت بعد از چند ماه سقوط می کند و... دائماً هم این تبلیغات را ادامه می دادند. اما الآن 30 سال است که ما داریم کشور را براساس فرهنگ ملی و اسلامی اداره کنیم و نه تنها سقوط نکردیم بلکه براساس نظرات دشمنان خود یعنی غرب که اعلام می کند ایران دارد پیشرفت های مختلفی را تجربه می کند و این تهدیدی است برای ما، نه تنها سقوط نکردیم، بلکه پیشرفت کرده ایم، پیشرفت های چشمگيری هم داشتیم. نفس اين مسئله می تواند برای دیگران الهام بخش باشد. به ویژه کسانی که از سلطه امریکایی ها به فغان آمده اند و دیگر نمی خواهند برده آنها باشند. این، خود یک الگویی می شود در میان ملت های مسلمان و کشورهایی که تحت سلطه قرار دارند و علت عمده دشمني غرب با ما هم به همین دلیل است که تداوم استقلال در ایران موجب خواهد شد که روز به روز شرایط امریکاییها در جهان سخت تر و سخت تر شود و مورد الگو برداری از سوی دیگر کشورها قرار بگیرد.

 ما تاکنون چه اندازه توانسته ایم با سیاست های شفاف در دنیا حضور پیدا کنیم و اینکه خلاصه ما می خواهیم دنیا مرعوب ما باشد یا اینکه مجذوب ما؟

 دنیا را باید تقسیم کرد، یکی دنیای سلطه و دیگری دنیای ملت ها. این ها واحد نیستند. علی القاعده اگر ازدنیا سخن می گوییم باید بدانیم که کدام دنیا مراد ما است. بله، دنیای قدرت های سلطه طلب مانند اسرائیل، امریکا و انگلیس، این ها هرچه ما پیشرفت کنیم، بیشتر از ما خواهند ترسید. کمااینکه اعلام هم می کنند و امریکاییها می گویند اولین دشمن بزرگ و تهدید برای ما ایران است، اما هرچه ما پیشرفت کنیم برای ملت های دیگر یک امیدی است. اگر آقای حسن روحانی مرادشان این است که ما کاری کنیم كه امریکایی ها یا اسرائیلی ها از ما نترسند، باید همان گونه که آنها می گفتند از غنی سازی اورانیوم به عنوان یک تکنولوژی بومی دست برداریم، کوتاه می آمدیم و سایر پیشرفت ها در زمینه های مختلف را نیز به حالت تعلیق می کشاندیم تا از ما نترسند. خوب بگذارید بترسند، مگر قرار است آن ها ملاک انتخاب راه ما باشند.

 ما داریم ثابت می کنیم بدون آنها می توانیم پیشرفت کنیم و این برای امریکا و انگلیس فاجعه بار خواهد بود زیرا کشورهای تحت سلطه آن ها درخواهند یافت که آن چیزی که به آنها گفته شده و القا شده که بدون وابستگی به غرب نمی توانند خودشان را اداره کنند، دروغ است و بساط سلطه جهانی غرب زمین گیر می شود و دیگر این بساط سلطه که براساس پذیرش آن از سوی کشورهای اسلامی وجود داشت، جمع می شود. بنابراین هرچه ما پیشرفت کنیم، آنها بیشتر می ترسند و سرو صدا راه خواهند انداخت که ایران تهدید است. منتهی ایران برای چه كسانی تهدید است؟ آیا برای ملت ها تهدید است؟ ملت ها که هرچه با یپشرفت ما خوشحال تر می شوند و با ملت ما احساس نزدیکی می کنند. الآن ما در واقع بیشترین استقبال را در میان ملت ها از خودمان شاهد هستیم. ملت ها که از ما ترس ندارند.

 نگاه کنید وقتی که بوش به امارات رفت، گفت ایران بزرگترین تهدید برای بشریت است اما بلافاصله ملت ها اعلام کردند که خير، ما به هیچ وجه از ایران نمی ترسیم بلکه از پیشرفت های ایران هم استقبال می کنیم. خوب اگر منظور آقای روحانی این است که ما یک کاری کنیم که امریکاییها اعلام نکنند که ما تهدید برای بشریت هستیم، بايد آن سخنانی را که آقایان در مجلس ششم می گفتند، بپذیریم. یعنی هرچه که امریکاییها می خواهند بگویند، ما خودمان قبل از آنکه آنها بگویند، انجام دهیم. اما نتيجه اين رويكرد نه تنها پیشرفت نخواهد بود بلکه ذلت است. اين نسخه ذلت پیچیدن است.

 ما یک دافعه داریم و یک جاذبه. اگر دیدیم که دافعه ما متوجه کشورهای قلدر و زورگوی جهان است، باید بدانیم درست عمل می کنیم و این حُسن است. نشان می دهد ما در مسیر درست انقلاب اسلامی حرکت می کنیم که زورگویان از ما می ترسند. زیرا در اثر درست حرکت کردن ما، فلسطینی ها به حکومت اسلامی امیدوار شوند و مي بینند که یک دولت مسلمان می تواند روی پای خود بایستد و دولت اسلامی تشکیل دهد. ا ین است که صدای اسرائیل را در می آورد و اسرائیل را به فغان می اندازد. چون آدم هایی در فلسطین رو مي شوند که به هیچ وجه سازشکار نیستند، آن هم به اعتقاد و پشتوانه نهضتی که در ایران شکل گرفته است.

 حسن روحاني گفته است: «يک روز وقتي با آژانس بين المللي انرژي اتمي صحبت مي کرديم در روزنامه ها مي گفتند اينها دارند اسرار نظام را بيرون مي برند. يک روز مي گفتند البرادعي را به کشور راه ندهيد، روز ديگر مي گفتند هرچه که البرادعي بگويد درست است. در حالي که برخي معتقد بودند اين آقاي البرادعي پدرش پالاندوز است و نبايد به او اين قدر بها داد. ما هنوز نتوانسته ايم به يک تفاهم با هم در اين مسائل برسيم، يک بار مي گفتند با اين غرب کافر ننشينيد و حرف نزنيد اينها خائن هستند، يک روز هم گفتند اين جاسوس هاي غربي چه آدم هاي خوبي هستند و چه گزارش خوبي داده اند علت اين تضادها چيست؟»، نظر شما چيست؟

 اگر آقای البرادعی به نفع ما صحبت کند ازتعابیری اینگونه علیه او استفاه می کنیم. موقعی که آقای روحانی با البرادعی رابطه بسيار گرمی داشتند، این بحث ها را مطرح نمی کردند که پدرش پالان دوز است. الآن هم در گزارش اخير البرادعی نکات خلاف وجوددارد. یعنی اینگونه نیست که صددرصد به نفع ما باشد ولی ما توافق مکتوب با آژانس نوشته ایم و این نشان دهنده مدیریت صحیح ما است. من اصلاً نمی دانم این مسائل چه ربطی با هم دارند؟ ما آمدیم به آژانس گفتیم شما در کجا نقطه مبهم می بینید؟ می خواستیم شفاف سازی کنیم ولی در زمان آقای روحانی خطایی که صورت گرفت این بودکه نمی آمدند، مسائل را در حوزه فني و تخصصي دنبال کنند و تنها در وادی سیاسی دنبال می کردند و به دنبال این بودند که مسئله را به صورت سیاسی حل کنند. اما دولت جدید آمد و بحث را در حوزه فني- تخصصي دنبال کرد. بعد از آنکه توانست با آژانس به صورت مکتوب توافق کند با مستندات به آن 6 مورد پاسخ داد.

 البرادعی هم که اینگونه گزارش داده، راهی جز این ندارد. چون به صورت مکتوب با ما توافق کرده بود. اگر آقای حسن روحانی هم در گذشته به آدم های پرمسأله اتکا نمی کرد، چون متأسفانه تیم آقای روحانی یک تیم پرمسأله ای بود و آن ها اصلاً دنبال این نبودند که مسأله را حل کنند. یعنی تیمی که در دوران آقای حسن روحانی مذاکره کننده بود، خودش مسأله داشت و چون نتوانستند حل کنند، حالا که حل شده آن را زیر سئوال می برند، در حالی که این دستاورد بسیار بزرگی است و به دلیل درایت درست و استفاده از انسان های سالم، به نتیجه رسید.

 آقای روحانی آدم هایی را انتخاب کرده بود که کاملاً مرعوب غرب بودند و معلوم بود به جایی نمی رسند و موفق نمی شوند و اینکه ایشان می گوید آقای البرادعی یک زمانی مثلاً منفور بوده و حالا خوب شده، این جوری نیست، آقای البرادعی همین الآن هم چیزهایی را نوشته که خلاف واقع است ولی خوب در آن مواردی که مکتوب کرده نمی تواند زیر حرفش بزند چون به صورت فنی با آژانس بحث شد. درحالیکه آنها در گذشته می رفتند به دنبال بحث های سیاسی و غربی ها می گفتند که حالا شما یک امتیازاتی به ما بدهید و ما امتیازاتی در زمینه های دیگری مثل فروش ایرباس به شما می دهیم. به دنبال همین امتیازات سیاسی بودند. طبیعی است که به حل موضوعاتي حتی که باید در آژانس مطرح می شد، نمی پرداختند. اما الآن بحث هاي فنی و کارشناسانه می شود و به همین دلیل است که توفیقاتی کسب شده است. 

نوشته شده توسط محمد جوادی در چهارشنبه 1386/12/15 |